تبليغاتX
پدیسار
پدیسار
آغازی دوباره
با من بمان
از تو فقط خاطراتي مانده است .
خاطراتي تلخ و خاطراتي شیرین  ،
و من بر تلخ و شیرین، هردو  می گریم .
بر تلخی هایش می گریم که چرا مرگ فرصتی به من نداد تا آنچه زمانه و من بر تو تلخ کردیم را جبران کنم و بر شیرینی هایش هم میگريم  چرا که دیگر تو نیستی تا  آنها را با تو قسمت کنم .
چهارده سال است که رفته ای ولی باورت نیست که لحظه ای از تو غافل باشم . هميشه در خلوت من با من هستي شايد هم بخشي از روح و روان من هستي .
با من بمان مادر .

 

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط