|
|
فوتبال و سیاست |
|
|
قدیم ها می گفتند که فوتبال بدلیل اثر گذاری وسیع آن در بین همه افراد جامعه یکی از ابزار های سیاست مداران است و در زمان بازی های جام جهانی همیشه از یک هدف سیاسی در پشت صحنه بردو باخت ها حرف می زدند . حالا توی ایران و در این شرایط می تونیم نتیجه دیگری هم بگیریم : از زمان روی کار آمدن دولت نهم تا کنون فوتبال کشور بعنوان یکی از دغدغه های عمده کشور در آمده ، از جنجال استعفاي دكتر دادكان و در گيري با مسئولين سازمان ورزش ، تعليق فوتبال ايران توسط فيفا ، كانديد شدن معاونت رياست جمهور در انتخابات فدراسيون فوتبال و.... تا شيوه انتخاب سرمربي تيم ملي فوتبال ، همه و همه نشان از نوعي بهم ريخته گي در مديريت ورزش كشور نشان دارد . آقاي كفاشيان بعنوان تنها كانديدا در يك انتخاب كاملا قانوني بدون رقيب بعنوان رئيس فدراسيون انتخاب شد و با يك ژست مديريتي سعي نمود مثل همه مديران دولتي كه در ابتدا شعار هاي دهن پركن مي دهند با استفاده از خرد جمعي و نظر پيش كسوتان و مربيان با تجربه تيم ها ، در خصوص انتخاب سرمربي تيم ملي تصميم گيري نمايد . با وصف اينكه تقريبا اكثريت به اتفاق اهالي فوتبال نظر بر استفاده از مربي داخلي در شرايط فعلي داشتند ، ولي پس از اتمام جلسه ، رئيس فدراسيون از كلمنته براي حضور در ايران دعوت كرد . شتابزدگي و ذوق زدگي به حدي زياد بود كه تنها رئيس جمهور بدليل مشغله زياد به استقبال كلمنته نرفت !!! پس از بحث و حديث هاي مفصل در خصوص كلمنته و اظهار نظر هاي متناقض مسئولين فدراسيون و خط و نشان هاي رئيس سازمان تربيت بدني ، فدراسيون اجبارا با تغيير تصميم ، به گزينه هاي داخلي روي آورد و با گرفتن برنامه از پنج مربي ليگ فوتبال در نهايت علي دايي را كه نه برنامه داده بود و نه در بين پنج گزينه مطرح شده مسئولين فدراسيون قرار داشت ، بعنوان سر مربي تيم ملي انتخاب گرديد !!!! حالا ميتونيم نتيجه بگيريم كه اين بهم ريخته گي در مديريت ورزش در همه شئون مديريتي كشور هم با درجات كم و زيادي وجود دارد ولي اون مورد ها چون مثل ورزش فوتبال زير ذره بين قرار ندارد و خبر هاي آن به راحتي مثل فوتبال به بيرون درز نمي كنه از ديد مردم پنهانه .
|
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 9 قبل از ظهر توسط مهدی
|
|
||