تبليغاتX
پدیسار
پدیسار
آغازی دوباره
باز تعریف دولت
فقط ۴۰ درصد از خانوارها فرم اطلاعات اقتصادی را تکمیل کرده اند . این خبر حاکی از عدم همکاری مردم با طرح به اصطلاح بزرگ   " تحول اقتصادی "  است . فی الواقع ریشه این عدم همکاری را بایستی در چه عواملي جستجو کرد ؟ عدم همکاری مردم با دولت در بسیاری از برنامه های بزرگ و  کوچک میتواند دلایلی متفاوت داشته باشد.  از گذشته های بسیار دور عدم اعتماد مردم به دولت را میتوان بعنوان یک عامل پایه ای برای این عدم همکاری ها به صورت واضح مشاهده کرد . نقش دولت و تعامل آن با مردم ، در ايران با ساير كشور ها ي دنيا تفاوت هاي بسياري دارد . رابطه دولت با مردم در کفه ترازوی قدرت ، تناسبي ندارد به همين دليل است كه هميشه مردم احساس مي كنند كه آنچه دولت بعنوان برنامه و يا قوانين وضع مي كند به نوعي محدود كردن حقوق مردم و نوعي فشار بر آنان است . شايد بسياري فكر كنند كه اين قدرت موجود در دولت را بايستي در راس هرم و تنها در چند وزير و وكيل و رئيس دولت جستجو كرد ، در حاليكه اين چنين نيست و اين احساس بيشتر از شيوه برخورد بدنه حكومت در سطوح پائين به اقشار جامعه ، ايجاد مي شود .اين قدرت را بايستي در بوروكراسي و سيستم اداري ايران جستجو كرد كه هر فردي در مسند مدیریت خود به نحو دلخواه خود با مردم رفتار می کند و نه تنها هیچگونه ممیزی بر رفتار و شیوه مدیریت او وجود ندارد بلکه سیستم مدیریتی رده های بالاتر نیز از این نوع رفتار ها به نحو خاصی دفاع می کنند .
تا کنون چند مورد از اخباری را شنیده اید که یک فرد بتواند حقوق خود را از سیستم دولتی ایران در یک مشکل خاص بدست آورد . در همه موارد ، سيستم مديريت دولتي با استفاده از اهرم هاي فشار و ارتباطات توانسته است ، حقوق شهروندان را پايمال كنند .
به همين دليل دولت قبل از هرگونه طرح و پروژه اي كه نياز به همكاري مردم دارد ، بايستي پروژه اي براي باز تعريف خود راه انداري كند تا اين اعتماد از دست رفته را با شيوه اي جديد ابقاء كند .

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط   | 

تابوی ترک خورده
پس از سال ها تابوی مذاکره با امریکا ترک برداشت. دلایل این شکست تابو را بایستی در تغییر استراتژی جمهوری اسلامی دانست تا تغییر در سیاست های امریکا؟ همه به خوبی میدانند که سیاست مقابله این دو دولت بیش از آنکه کارکردی در صحنه بین الملل داشته باشد ، کارکردی داخلی داشته و امروز هم بدلیل همان تغییر در استراتژی داخلی است ، که مذاکره با امرکا در برنامه قرارداده می شود .
اگر روزی روزگاری  رابطه با امریکا بعنوان یک تهدید برای کشور در نزد افکار عمومی ارائه می شد ، امروز با شرایط فعلی جمهوری اسلامی از آن بعنوان یک فرصت استفاده خواهد شد .
تورم و گرانی خود ساخته ، التهاب سیاسی و اجتماعی در جامعه ، بحران آفرینی در روابط خارجی و .... همه  و همه این عوامل می تواند استراتژی رابطه با امریکا را از یک تهدید به یک فرصت در نزد افکار عمومی توجیه نماید .
سئوال اساسی این است که آیا رابطه با امریکا تا چه حد می تواند بر شرایط اقتصادی و سیاسی و اجتماعی ایران تاثیر مثبت داشته  باشد؟ شاید این رابطه بعنوان یک برگ برنده برای محافظه کاران در حذف فشار های خود ساخته بر جامعه  و نهایتا نوعی پیروزی تلقی شود ولی به چه قیمتی ؟ به قول مرحوم مهندس بازرگان  ملت ایران به مانند مرغی می باشند که هم در عزا و هم عروسی سرشان را می برند و روی پلو می گذارند . قطعا این بار نیز ملت ایران و فرجام آنها مورد این معامله قرار خواهد گرفت تا قدرتی پایدار بماند .

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 3 بعد از ظهر  توسط   |