تبليغاتX
پدیسار
پدیسار
آغازی دوباره
در سوگ مادر

امروز یازدهمین سال رفتنت هست ،
يازده سال زمان زيادي ه ولي من هنوز باور ندارم
ديشب داشتم موقع خواب با ياد خاطرات گذشته تو در  ذهن خودم قدم ميزدم و همين جور كه  خاطرات رو ورق ميزدم ، به بيكراني ابعاد زندگي تو فكر مي كردم و اينكه من چقدر كوچك بودم براي درك اين همه بزرگي

         دچار يعني عاشق و فكر كن كه چه تنها است اگر كه ماهي كوچك دچار آبي درياي بيكران باشد ……..

در اين شب برفي و سرد و من در رختخواب گرم خود خوابيده ام و تو را تجسم ميكنم كه چگونه در اين سال ها در سرما و صبح هاي خيلي زود در پي تهيه نان تازه و شير بودي تا ما بدون خوردن شير تازه و صبحاني كافي از خانه بيرون نرويم ،
 به دست هاي  گرم تو  در دست هاي خودم در عبور  از خيابان براي رسيدن به مدرسه فكر مي كردم
به  اضطراب ها و نگراني هايت براي برگشتن ما به خانه وقتي كه لحظه اي از زمان معين ميگذشت  و دير مي كردم و تو در خيابان در انتظارم بودي ،
هنوز زمزمه هاي نصيحت هايت با زبان شيرين و صادقت بر ذهن من مستولي است ،
و اميدواري هايت كه آينده اي بس خوب و روشن را برايم ترسيم مي كردي هنوز در گوش من صدا مي كند ،
اما وقتي به من بشارت آينده اي خوب را ميدادي ، نگفتي كه در كنارم نخواهي بود .


                                      فكر بلبل هم آن بود كه گل شد يارش 
                                    گل در انديشه كه تا عشوه كند در كارش


به  سادگي ، صبر ،  قناعت و استقامت تو در زندگي فكر مي كردم ،
به وسعت  نگاه  تو فكر مي كردم كه  به افق هاي دور مي انديشيدي اما نه براي خود كه براي من ،
 و من چه غافل بودم .


              اي دير بدست آمده بس زود برفتي آتش زدي اندر من و چون دود برفتي

 
و من چقدر دير به اين نقطه رسيدم كه ديگر تو نباشي و من تنها و بي كس باشم و در حسرت تو .
يادت هميشه در ذهن و قلب من است و  آه حسرت با تو بودن در نهاد من .

 

2 نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط   | 

عيد غدير مبارك باد

علي تنها ترين مرد خدا بود

علی تنها ترين مرد خدا بود
علی با وصف در باور نيايد
زبان هرگز بوصفش برنيايد
علی با درد غربت اشنا بود
علی تنها ترين مرد خدا بود
علی در آستين دست خدا داشت
قدم در آستانه کبريا داشت
علی سوز و گدازی جاودان است
علی راز و نيازی جاوادن است
دل دريايی اش دريای خون بود
به خون باغ و بهارش لاله گون بود
نوای عشق از نای علی بود
اذان سرخ اوای علی بود
علی را قدر پيغمبر شناسد
که هرکس خويش را بهتر شناسد...
علی تنها ترين مرد خدا بود

2 نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط  

مدیریت جناحی
این روزها همه تقریبا از کشمکش بین شهرداری و دولت نهم خبر دارند و برای همه مشخصه که بیشتر این بحث ها جناحی و نه مصلحت کشور و شهر . از بحث اختصاص بودجه برای توسعه منو ریل و مترو گرفته تا این بحث آخری که شهرداری ادعا کرده که میتونه مسئولیت حل  ترافیک تهران بعهده بگیره !!!!
ترافیک تهران یکی از اون معضلاتی که تقریبا تمامی اون هایی که تو تهران زندگی می کنند به اون فکر کرده اند و قطعا پیچیدگی های حل این مشکل رو هم تا حدودی آگاهی دارند . اگر بخواهیم خیلی سر انگشتی عوامل دخیل در بحث ترافیک تهران را فهرست کنیم ، فهرست بلند بالايي درست ميشه كه براي چاره انديشي و حل هر كدوم به تنهايي مي بينيم كه سازمان ها و نهاد هاي تصميم گير زيادي درگير هستند .
توسعه ناوگان اتوبوسراني  و تاكسيراني ،
توسعه خيابان ها و بزرگرا ها
توسعه حمل و نقل ريلي ( مترو )
نظام مند كردن ساعات كار ادارات و بخصوص اصناف
افزايش سيستم هاي ارتباطي راه دور براي انجام امور اداري بدون جابجايي
افزايش پاركينگ هاي طبقاتي در سطح شهر
افزايش كارايي پليس در حفظ نظم و..
و........ خیلی از موارد دیگر
حال بدون یک نگاه سیستمی و مدیریتی دقیق و فقط بر اساس تفکرات جناحی اعلام میکنیم که میتونیم مشکل ترافیک تهران رو حل کنیم .
به این شیوه مدیریت چه میتوان گفت ؟؟؟!!!

 


 

 

2 نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط   | 

خاطرات کریسمس

چند سالی هست که شروع سال نو میلادی منو به یاد مسافرت ژاپن میاندازه . دقیقا ۵ ، ۶ روزي  مونده بود به سال جدید ۲۰۰۰ که از ژاپن برگشتم . در اين ايام و زنده شدن خاطرات اقامت كوتاه يك ماهه  ، هميشه در موقعيت مقايسه شرايط اونجا با اينجا هستم . خصوصا زماني كه سوار مترو ميشم . وقتي رفتار مردم و شيوه برخورد اون ها رو توي مترو مي بينم و اون را با ژاپن مقايسه مي كنم خيلي دلزده ميشم .
همه ما وقتي مي خواهيم مقايسه كنيم تنها چيزي رو كه به ذهن مون مياد محصولات ژاپني و تكنولوژي اونجاست ولي واقعا"  تفاوت اصلي و ريشه اي در اين ها ست ؟  . تكنولوژي و فن و محصلات پيشرفته كه اين روزها قابل اكتسابه براي هر كشوري .
من فكر مي كنم كه تفاوت اساسي در نحوه تربيت ما و بسياري از زمينه هاي تاريخي و....  باشه كه نميدونم درسته يا نه ولي همه  با عنوان فرهنگ از اون ياد مي كنن . الان كه وارد مترو ميشي هيچ فرقي از نظر تكنولوژي و مديريتي بين سيستم مترو تهران و ژاپن شايد نتوني قائل باشي ، برخلاف تصور خيلي ها اونجا هم در زمان هاي پيك كاري مردم ، خطوط مترو بيش از اندازه شلوغ هست ولي هيچ كدوم از مواردي كه توي مترو تهران اتفاق ميافته رو نميتوني تو ژاپن ببيني .
ما ها ملت تعارفي هستيم زماني كه ميخواهيم با همكاران ، دوستان و آشنايان از يك دري  خارج و يا داخل شويم كلي تعارف مي كنيم ولي اين قدري كه توي ايستگاه مترو ، توي صف بانك و...  به هم ميرسيم اصلا تحمل همديگرو نداريم . في الواقع ريشه اين تضاد هاي رفتاري ما در چيست ؟
چرا ما كه به داشتن  اخلاق و ادب و دين و فرهنگ چندين هزار ساله افتخار مي كنيم  ، براي رسيدن به خواسته هاي كم اهميت خود مثل سوار شدن به مترو زودتر از بقيه و يا توي بانك و يا گرفتن راه  در حين رانندگي تمامي اين افتخارات رو قرباني مي كنيم ؟

2 نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط   | 

نسل جدید نخبگان

بعضی ها به مزاح می گفتند که یکی از اختلافات کشوری مثل ژاپن با ایران در این است که معمولا از هر ۱۰ تا ژاپنی که بدنیا می آد یکیشون باهوشه و بقیه خنگ اند و اون باهوشه مدیریته اون ۹ تای  دیگه رو بعهده می گیره ولی در ایران از هر ۱۰ نفری که بدنیا می ایند ۹ نفر باهوشند و یک نفر خنگ.  ولی برعکس ژاپن همون یک نفر مدیریت بقیه رو بدست می گیره .
انگاری توی این یک دهه اخیر این لطیفه داره به یک واقعیت تبدیل میشه . مصادق این موضوع هم حضور ورزشکاران کشتی تکواندو و...  در شورای شهر و مجلسه .
همه به این موضوع اذعان دارند که مسیر درس خواندن با پی گیری ورزش و رسیدن به موقعیت های قهرمانی ، توی کشور ما کاملا از هم جدا هستند به این معنی که اگر کسی بخواد یک ورزشکار خوب باشه و به مرتبه قهرمانی برسه قطعا با درس خوندن و رسیدن به مدارج علمی  کاملا مغایره . اینو میتونیم در وضعیت تحصیلی ورزشکاران نسل های گذشته به وضوح ببینیم ( بغیر از چندین مورد استثنا که از نظر خانوادگی در وضعیت  مالی ممتازی  بوده اند ) .
نشان دکترا برای کشتی گیری که تا زمان قهرمانی دارای یک دیپلم متوسط بوده بدون استفاده از رانت و باجی که  بدلیل استفاده تبلیغاتی از این ورزشکاران در عرصه های سیاسی  داده میشود ،  توجیه دیگری ندارد .
البته تا این جای موضوع شاید اشکالی نداشته باشد به هر حال هرکسی سعی میکند که در محیط خود از فرصت ها نهایت بهره برداری را بنماید ولی اشکال زمانی ایجاد می شود که این دوستان با موج سواری بر جریان پوپولیستی جامع سعی دارند که مدارک نیم بند تحصیلی خود را بدون هیچگونه پشتوانه تجربی  و اجرايي  در مسند های سیاسی و مدیریتی حساس جامعه به کار بگیرند و اینجا ست که جامعه هزینه گزاف  این رانت  جویی را می پردازد .


 

2 نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط   |