تبليغاتX
پدیسار
پدیسار
آغازی دوباره
مدیریت کارگاهی

سال های ابتدایی  که کارم  رو در یک کارخانه صنعتی بعنوان یک برنامه ریز شروع کردم ، بر این باور بودم که برای درک بهتر شرایط کار و  تصمیم سازی در مورد اینکه چه کاری ( محصولی )  ، چه گونه و کجا بایستی تولید شود  ، بایستی به جای نشستن در پشت میز و اتاق بسته ، به کف سالن تولید و در میان خط تولید بروم .
اما بعدها با تسلط بیشترم بر جنبه های حرفه ای کارم و آشنایی با سیستم ها و تکنیک ها به این پرسش رسیدم که چگونه میتوان بر مجموعه تحت مدیریت خود و سیستم های درگیر از همان پشت میز مدیریت نمود ؟ و کم کم به این باور رسیدم که فی الواقع یک مدیر موفق مدیری است که با بکارگیری از تکنیک ها و روش های نوین مجموعه خود را از همان پشت میز هدایت کند ، چرا که اساسا تمامی سیستم های  اطلاعاتی و مدیریتی که مدیر بر اساس آن ها تصمیم سازی میکند برای پاسخ به این نیاز ظهور و توسعه داده شده اند .
امشب که داشتم از اخبار تلویزیون سفر رئیس جمهور و هیئت دولت از آذربایجان رو میدیدم ، فکر کردم که چطور میتوان دستگاه عظیم دولت رو و یک کشور رو به این شیوه مدیریت کرد ؟ چطور میتوان طی یک سفر چند ساعته از یک شهرستان و دیدن و شنیدن موضوعات مشکلات بدون هیچگونه کار کارشناسی و تحلیلی بلادرنگ در مورد حل اون مشکل تصمیم گرفت ؟ و آیا برای فهم  و درک هر مشکل و موضوعی حتما باید حضور فیزیکی داشت ؟
تنها نتیجه ای که میشه گرفت اینه که دولتیان احتمالا دچار ساده اندیشی که من در سال های اولیه کارم داشتم ، هستند و یا به قول حامد قدوسی روانشناسی خوبی در فهم خواسته توده مردم دارند !!

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

معرفی وبلاگ
هدیه لحظه ها عنوان وبلاگی زیباست که از طریق سرزمین آفتاب با اون آشنا شدم . قلمی  روان و  ادبیات جالبی رو داره . گرامافون عتیقه ی سوزن شکسته عنوان داستان جالب و حکایت مردمانی است که در اطراف خود زیاد دیده ایم .

2 نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط مهدی  |