تبليغاتX
پدیسار
پدیسار
آغازی دوباره
قرن 21
این مطلب رو توی فاروم شرکت خواندم و  به نظرم جالب اومد.

...شما در قرن21 زندگي مي کنيد اگر

1-ناخودآگاه پسوردتان را به دستگاه ماکروويوتان مي دهيد
2-براي بازي تکنفره با کارت حتي سالي يکبار هم از
کارت هاي واقعي استفاده نمي کنيد
3-براي تماس با 3 نفر يک ليست از 15 شماره تلفن داريد
4- براي کسي که در ميز کناري شما کار مي کند
اي ميل ارسال مي کنيد
5-دليل شما براي تماس نگرفتن با دوستانتان اين است
که آنها آدرس اي ميل ندارند
6-بعد از يک روز کاري طولاني وقتي به منزل برمي
گرديد هنوز هم به تلفن هاي مربوط به محل کارتان
پاسخ مي دهيد
7-وقتي از خانه مي خواهيد تلفن بزنيد قبل از شماره
گيري ناخودآگاه 9 را مي گيرد تا خط آزاد به شما بدهد

8-شما چهار سال روي يک ميز کار مي کنيد و در
اين مدت براي سه شرکت مختلف کار کرده ايد
10- طرز سخن گفتن تان را از اخبار ساعت
11 ياد مي گيريد
11-رئيس شما توانايي انجام کار شما را ندارد
12-وقتي به خانه بر مي گرديد با تلفن همراه به خانه
زنگ مي زنيد تا ببينيد کسي خانه هست يا نه
13-تمام برنامه هاي تجاري تلويزيون داراي وب سايتي
هستند که در پايين صفحه نشان داده مي شوند

14-خارج شدن از خانه بدون تلفن همراه
(کاري که 20 ،30 يا حتي 60 بار در زندگي تان آن را انجام داده ايد )
برايتان ناراحت کننده است و دليلي مي شود که براي
برداشتن ان به خانه برگرديد.
15-صبح که از خواب بيدار مي شويد قبل از اينکه
قهوه بنوشيد به سراغ اينترنت مي رويد
16-براي لبخند زدن گردنتان را کج مي کنيد. :)
17-شما اين مطلب را در حاليکه لبخند تائيد آميز
مي زنيد مي خوانيد
18-حتي بدتر از آن در فکر هستيد که اين مطلب
را براي چه کسي فوروارد کنيد
19-آنقدر سرتان گرم است که متوجه نشديد اين ليست
شماره 9 ندارد
20-در واقع شما الان صفحه را بالا برديد که ببينيد
آيا واقعا شماره 9 توي اين ليست نيست
و الان داريد به خودتان مي خنديد
شاد باشید دوستان

2 نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

شهید قلم
به بهانه سالگرد شهادت  استاد دکتر علی شریعتی

اي‌ خداوند! به‌ علماي‌ ما مسووليت
و به‌ عوام‌ ما علم‌ و به‌ مومنان‌ ما روشنايي‌
و به‌ روشنفكران‌ ما ايمان‌ و به‌ متعصبين‌ ما فهم‌
و به‌ فهميدگان‌ ما تعصب‌ و به‌ زنان‌ ما شعور و به‌ مردان‌ ما شرف‌
و به‌ پيروان‌ ما آگاهي‌ و به‌ جوانان‌ ما اصالت‌
و به‌ اساتيد ما عقيده‌ و به‌ دانشجويان‌ ما نيز عقيده‌
و به‌ خفتگان‌ ما بيداري‌ و به‌ دينداران‌ ما دين‌
و به‌ نويسندگان‌ ما تعهد و به‌ هنرمندان‌ ما درد و به‌ شاعران‌ ما شعور
و به‌ محققان‌ ما هدف‌ و به‌ نوميدان‌ ما اميد و به‌ ضعيفان‌ ما نيرو
و به‌ محافظه‌كاران‌ ما گستاخي‌ و به‌ نشستگان‌ ما قيام‌
و به‌ راكدان‌ ما تكان‌ و به‌ مردگان‌ ما حيات‌ و به‌ كوران‌ ما نگاه‌
و به‌ خاموشان‌ ما فرياد و به‌ مسلمانان‌ ما قرآن‌
و به‌ شيعيان‌ ما علي‌ و به‌ فرقه‌هاي‌ ما وحدت‌
و به‌ حسودان‌ ما شفا و به‌ خودبينان‌ ما انصاف‌
و به‌ فحاشان‌ ما ادب‌ و به‌ مجاهدان‌ ما صبر و به‌ مردم‌ ما خودآگاهي‌
و به‌ همه‌ ملت‌ ما همت‌ تصميم‌ و استعداد فداكاري‌ و شايستگي‌ نجات‌ و عزت‌ ببخش!

                                                                                           " دکتر علی شریعتی "

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط مهدی  | 

سیاست شکست خورده

افزایش تعرفه واردات گوشی موبایل ، موجي از مخالفت ها را ايجاد نمود و وزارت صنايع كماكان بر روي تصميم خود پافشاري مي كند . تنها دليل آقايان حمايت از صنعت داخلي است !!! صنعتي كه هنوز ايجاد نشده است !!!
اينكه امروز تعرفه ها را بالا ببريم و موجب افزايش قيمت ها و ايجاد سود هنگفت و باد آورده اي براي يك عده خاص بشويم به اين اميد كه فردا قرار است كلنگ احداث صنايع ساخت گوشي هاي تلفن همرا به زمين زده شو ، يك طرف بحث .
اما اين كه اين تصميم بر پايه چه استراتژي و سياستي دارد اتخاذ مي شود نيز موضوع ديگر اين بحث است .
به نظر مي رسد كه قرار است پس از سال ها تجربه مجددا به سياست جايگزيني واردات برگرديم ، سياستي شكست خورده كه سال ها است جاي خود را به سياست توسعه صادرات در تمامي كشور هاي در حال توسعه داده است .
با ين وضعيت سوال هاي اساسي وجود دارد :
با چينين وضعي آيا ما قادر به توليد گوشي موبايل و قابل رقابت با مدل هاي متنوع خارجي خواهيم بود ؟
آيا  نو آوري  و سرعت توليد در كشور ما در اندازه اي خواهد بود تا با مدل هاي جديد در بازار جهاني رقابت و نياز هاي مصرف كنندگان اين محصول را پاسخ گويد  ؟
و ديگر اينكه آيا ما بايستي براي رفع نياز خود به توليد هر محصولي رو آوريم ؟
و پرسش نهايي اينكه چرا خودكفايي در توليد تجهيزات مخابراتي  شبكه موبايل را كه در انحصار دولت هست را دنبال نمي كنيم ؟ تا از اين وضعيت نا بهنجار شبكه مخابراتي چند تكه و پاره و مشكلات عدم تطابق رهايي يابيم ؟

 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط مهدی  | 

Q-Matic ايراني

چند سالي است كه بانك هاي ايراني در پي راه اندازي سيستم هاي Q-Matic  هستند . پیشرو ترین آن ها هم بانک های خصوصی بودند و باعث شدن بانک های دولتی هم به این سو کشیده شوند .
ریشه این تکنولوژی از بحث  " تئوری صف " که یکی از مباحث مهندسی صنایع می باشد ریشه می گیرد . تئوری صف اولین بار در سال ۱۹۰۲ میلادی مطرح شد و کاربردهای ابتدایی آن در بخش ارتباطات مخابراتی بود اما کم کم این تئوری وارد سایر حوزه های صنعت منجمله مهندسی صنایع گردید . تئوری صف با ساخت یک مدل ریاضی در پی بهینه سازی پروسس یک سیستم و نهایتا افزایش خروجی آن می باشد .
شاید  امروزه بیشترین کاربرد ملموس تئوری صف در سیستم های خدماتی باشد مانند آژانس های هواپیمایی ُ بانک ها و.... که صف انتظاری برای ارائه خدمت بوجود می آید .
در سیستم های صف اساس تفکر تقسیم کار آدام اسمیتی دیگر جایگاهی نداشته چرا که در این سیستم ها این سرویس دهنده هست که بایستی تمامی نیاز های یک مشتری و یا سرویس گیرنده را تامین نماید و به عبارتی این سرویس دهنده است که در درون سیستم می چرخد و سرویس گیرنده ثابت خواهد بود . در این سیستم ها نیاز به تخصص های بیشتری برای انجام یک کار و حرفه و یا به تعبیری ارائه خدمت می باشد بعنوان مثال یک کارمند بانک تنها یک تحویلدار و یا مسئول حساب های جاری نیست بلکه بایستی در همه امور مربوط به بانک برای جوابگویی اولیه به مشتری مهارت داشته و بتواند پاسخگوی نیاز مشتری و مدیریت کردن نیاز آن در داخل سیستم خود باشد .
هدف اساسی از توسعه سیستم های صف بهینه سازی عمکرد سیستم - کاهش هزینه های مربوط به گماردن نیروی انسانی بیش از نیاز و یا بلعکس و  به حداکثر رساندن مقادیر خروجی و یا به عبارتی دیگر راه انداختن مشتریان بیشتر  در کمترین زمان ممکن می باشد و  تامین همه اینها در راستای رضایت مشتری است .
از اول امسال تا حالا دو دفعه گذر من به بانک صادرات برای انجام امور بانکی خورده . این دفعه آخری که رفتم بانک میخواستم یک چک رمز دار را به حساب شخصی واریز نمایم . خوب من هم با دیدن سیستم نمره گیری ( Q-Matic ) رفتم به صف انتظار . طبیعی هست که وقتی در یک سازمان یا محلی سیستمی رو پیاده می کنند شما بایستی امور خود را از طریق سیستم دنبال کنی و فرض بر این است که یک سیستم کامل و بقولی جهان شمول است  و فرض اینکه خارج از این سیستم کاری انجام می گیرد در ابتدا فرض باطلی است . خوب بعد از حدود ۴۵ دقیقه انتظار یکی از باجه ها شماره من رو خوند و وقتی به مسئول باجه مراجعه کردم و کار خودم رو به اون گفتم ٬ به من گفت که اصلا نیازی به شماره گیری نبود میتونستی بری به باجه آخری ( که هیچگونه تابلویی هم نداشت )  و همون جا کارت رو انجام بدی .
حال ببینید که این سیستم پیاده شده با اصل فلسفه تئوری صف چقدر فاصله داره ٬ فکر می کنید که اگر این سیستم  نبود من بیشتر بایستی صبر می کردم ؟؟؟!! ( اصل کاهش زمان انتظار ) .

 

2 نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط مهدی  |