|
|
بهار و زندگي دوباره |
|
|
همه نو شدن سال رو با هياهوي شب عيد ، چهارشنبه سوري ، خريد ، خانه تكاني و... مي فهمند ولي من موقعي كه اين شكوفه ها رو در حياط خانه پدر در تفرش ديدم باور كردم . باور كردم كه بهار يك فرصته . فرصتي براي نو شدن براي حتي دوباره زنده شدن و شايد هم كس ديگري شدن . سال نو بر همه شما كه به اينجا قدم رنجه مي كنيد مبارك باد . |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 12 بعد از ظهر توسط مهدی
|
|
||
|
|
مصادره علم و فرهنگ |
|
|
در تفرش زادگاه پدری و مادری من سالیان چندی است که عده ای با چاپ سالنامه و درج اسامی دانشمندان ، علما ، هنرمندان و.... سعي مي كنند تا با اقوال غيرمستند و غير رسمي و فقط بر اساس نشان هايي كوچك ، بزرگاني را به اين ديار منتسب نمايند . |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 2 بعد از ظهر توسط مهدی
|
|
||
|
|
سخنی با یک دوست |
|
|
دیروز دوست گرامی آقای " دکتر بیات " ، اس ام اس زدند كه مصاحبه راديويي زنده در خصوص انتخابات با شبكه راديويي فرهنگ دارند . با توجه به ارادتي كه به ايشان دارم برنامه راديويي ايشان را گوش دادم ، نكاتي در خصوص برنامه ايشان وجود داشت كه موجب شد اين پست را بنويسم و اميدوارم كه ايشان با نگاه مثبت بخوانند و اين نوشته باعث دلگيري و كدورتشان نگردد :
۱- صدا و سيما در كشور ما بدليل شرايط انحصار كامل و همچنين مديريت و كنترل آن توسط دولت بيشتر از اينكه ابعاد يك رسانه فراگير را داشته باشد به دستگاه سخن پراكني ديپلماسي كشور تبديل شده است و به همين دليل در همه برنامه ها سعي دارد به نوعي طرز فكر و نگرش دولت را ترويج و القا نمايد و در اين راستا سعي مي كند كه اين مهم را با واسطه قرار دادن افراد مقبول و موجه جامعه مانند هنرمندان ، ورزشكاران ، اساتيد دانشگاه و... به انجام رساند . ۲- متاسفانه اين شيوه يك سويه صدا و سيما آفت هايي در پي داشته است كه يكي از آنها غالب شدن نوعي گفتمان كليشه اي و بدون تفكر در ميان مخاطبان . ۳- توسل صدا و سيما به هنرمندان ، ورزشكاران ، و بعضي از تحصيلكردگان براي القاي نظرات خود به جامعه ، موجب رويكردي در عامه مردم گرديده است ، كه اظهار نظر اين افراد را بدون ارتباط واقعي به جايگاه حرفه اي و تخصص شان آنها مورد پذيرش و مبناي عمل قرار مي دهند . يكي از اين مصاديق ، مصاحبه ديروز دوست گرامي آقاي " دكتر بيات " بود . حتما ايشان قبل از برنامه به مجري محترم در خصوص تحصيلات ، تجربيات و تخصص خود توضيحاتي را ارائه داده بودند ، " كه ايشان دكتراي مديريت صنعتي داشته و تخصصشان بيشتر در حوزه مديريت توليد و.... مي باشد " ، ولي احتمالا مجري برنامه به خاطر فضاي انتخابات در روز جمعه و همچنين مقبول جلوه دادن نظرات خود ، كرارا ايشان را بعنوان كارشناس مسائل سياسي معرفي نمودند . ۴- آقاي دكتر بيات ، اميدوار بودم كه از اين فرصت مصاحبه بهره گيري بيشتري مي نموديد و حرف هاي جديد تر و خاص خود را مي زديد ، ولي جنابعالي هم متاسفانه به مانند عامه مردم دچار اين مغالطه رسانه اي دولت شديد و به سئوالات كليشه اي ، جواب هاي كليشه اي داديد . شايد ، شما هم گريزي نداشتيد ؟؟؟؟
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 11 قبل از ظهر توسط مهدی
|
|
||
|
|
فوتبال و سیاست |
|
|
قدیم ها می گفتند که فوتبال بدلیل اثر گذاری وسیع آن در بین همه افراد جامعه یکی از ابزار های سیاست مداران است و در زمان بازی های جام جهانی همیشه از یک هدف سیاسی در پشت صحنه بردو باخت ها حرف می زدند . حالا توی ایران و در این شرایط می تونیم نتیجه دیگری هم بگیریم : از زمان روی کار آمدن دولت نهم تا کنون فوتبال کشور بعنوان یکی از دغدغه های عمده کشور در آمده ، از جنجال استعفاي دكتر دادكان و در گيري با مسئولين سازمان ورزش ، تعليق فوتبال ايران توسط فيفا ، كانديد شدن معاونت رياست جمهور در انتخابات فدراسيون فوتبال و.... تا شيوه انتخاب سرمربي تيم ملي فوتبال ، همه و همه نشان از نوعي بهم ريخته گي در مديريت ورزش كشور نشان دارد . آقاي كفاشيان بعنوان تنها كانديدا در يك انتخاب كاملا قانوني بدون رقيب بعنوان رئيس فدراسيون انتخاب شد و با يك ژست مديريتي سعي نمود مثل همه مديران دولتي كه در ابتدا شعار هاي دهن پركن مي دهند با استفاده از خرد جمعي و نظر پيش كسوتان و مربيان با تجربه تيم ها ، در خصوص انتخاب سرمربي تيم ملي تصميم گيري نمايد . با وصف اينكه تقريبا اكثريت به اتفاق اهالي فوتبال نظر بر استفاده از مربي داخلي در شرايط فعلي داشتند ، ولي پس از اتمام جلسه ، رئيس فدراسيون از كلمنته براي حضور در ايران دعوت كرد . شتابزدگي و ذوق زدگي به حدي زياد بود كه تنها رئيس جمهور بدليل مشغله زياد به استقبال كلمنته نرفت !!! پس از بحث و حديث هاي مفصل در خصوص كلمنته و اظهار نظر هاي متناقض مسئولين فدراسيون و خط و نشان هاي رئيس سازمان تربيت بدني ، فدراسيون اجبارا با تغيير تصميم ، به گزينه هاي داخلي روي آورد و با گرفتن برنامه از پنج مربي ليگ فوتبال در نهايت علي دايي را كه نه برنامه داده بود و نه در بين پنج گزينه مطرح شده مسئولين فدراسيون قرار داشت ، بعنوان سر مربي تيم ملي انتخاب گرديد !!!! حالا ميتونيم نتيجه بگيريم كه اين بهم ريخته گي در مديريت ورزش در همه شئون مديريتي كشور هم با درجات كم و زيادي وجود دارد ولي اون مورد ها چون مثل ورزش فوتبال زير ذره بين قرار ندارد و خبر هاي آن به راحتي مثل فوتبال به بيرون درز نمي كنه از ديد مردم پنهانه .
|
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 9 قبل از ظهر توسط مهدی
|
|
||
|
|
اخلاق انتخاباتی |
|
|
طی دو سه روز گذشته رادیو گفتگو برنامه گفتگویی زنده را در خصوص بحث " اخلاق در انتخابات " را گذاشته بود . در برنامه دیروز با آقای رسول منتجب نيا به صورت تلفنی گفتگو می کرد و ایشان انتقادات صریح و بی پرده ای را بر روند گزینش هیئت ها اجرایی مطرح کردند. که مثلا برای بعضی از کاندیدا های اصلاح طلب با تحقیق محلی از محل زندگی و کار افراد پرسیده اند که : آیا ایشان " نماز جمعه می روند ؟ یا آیا خانواده ایشان با حجاب هستند یا خیر ؟ نمیدانم آقای منتجب نیا در سال های ۶۰ کجا بودند و چه مسئولیتی داشته اند ، ولی مطمئن هستم که در خصوص هسته های گزینش برای استخدام افراد عادی و یا ورود فرزندان این کشور به دانشگاه اطلاعاتی داشته باشند. در آن سال ها هسته های گزینش که از افراد عادی و حتی در اکثر موارد بدون تحصیلات تشکیل شده بود سئولات خیلی غیر عادی تر از آنچه که آقای منتجب نیا در برنامه رادیویی مطرح کردند ، از همسایگان و افراد می رسیدند ، که هیچ مبنایی در خصوص تدین و اعتقادات افراد نداشت . به مانند اینکه آیا در خانه فرد تابلو وجود دارد ؟ آیا از مبل و صندلی استفاده می کنند ؟ بله آقای منتجب نیا ، شما که امروز از پرسش هیئت های اجرایی در خصوص حضور نمایندگان آتی برای شرکت در نماز جمعه خشمگین هستید ، بدانید که بهترین و با استعداد ترین افراد این مملکت با پرسش هایی احمقانه ، به جای ورود به دانشگاه و یا تصدی یک شغل معمولی محروم گردیدند و آینده ای متفاوت از انچه برای خود برنامه ریزی نموده بودند را پذیرا شدند ، آن هم به دست افرادی بی سواد و چه بسا احمق . حال بعد از گذشت ۲۰ سال چه تحولی رخ داده است که سوال در خصوص حضور در نماز جمعه برای گزینش یک نماینده از نگاه آقای منتجب نیا سوالی سطحی و نوعی بد اخلاقی انتخاباتی عنوان می شود . آیا اگر این سئوال قرار بود به جای محروم کردن یک شیفته قدرت از نمایندگی مجلس ، موجب محروم شدن یک جوان از ادامه تحصیل و یا شغل شود باز هم ایشان صحبت از بداخلاقی در حوزه گزینش می کردند ؟!
|
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 11 بعد از ظهر توسط مهدی
|
|
||
|
|
پند های ویکتور هوگو |
|
|
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد. و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد، و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی. آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی. برایت همچنين آرزو دارم دوستانی داشته باشی. از جمله دوستان بد و ناپایدار. برخی نادوست، و برخی دوستدار، که دستکم یکی در میانشان، بیتردید مورد اعتمادت باشد. و چون زندگی بدین گونه است، برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی. نه کم و نه زیاد، درست به اندازه. تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد، که دستکم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد، تا که زیاده به خودت غرّه نشوی. و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی، نه خیلی غیرضروری. تا در لحظات سخت، وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است، همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگه دارد. همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی، نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند، چون این کارِ سادهای است. بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبرانناپذیر میکنند. و با کاربردِ درست صبوریات برای دیگران نمونه شوی. و امیدوام اگر جوان هستی، خیلی به تعجیل، رسیده نشوی. و اگر رسیدهای، به جواننمائی اصرار نورزی. و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی. چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد، و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند. امیدوارم سگی را نوازش کنی. به پرندهای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش بسپاری، وقتی که آوای سحرگاهیش را سر میدهد. چرا که به این طریق، احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان. بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی، زیرا در عمل به آن نیازمندی. و برای اینکه سالی یک بار، پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: «این مالِ من است» فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است! و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی، و اگر زن هستی، شوهر خوبی. که اگر فردا خسته باشید، یا پسفردا شادمان، باز هم از عشق حرف برانید، تا از نو بیاغازید. |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 9 قبل از ظهر توسط مهدی
|
|
||